الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
11
تفسير مجمع البيان (فارسى)
برخى گويند : رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - ابى بكر را به مكه روانه كرد و به دو دستور داد : ده آيه از آغاز اين سوره را براى مشركان بخواند ، و پيمان آنها را ( بدانوسيله ) به هم زند ، سپس على عليه السلام را بدنبال وى روانه كرد تا آن حضرت آيات مزبور را از او بگيرد و بر مردم ( مكه ) قرائت كند ، على عليه السلام بدنبال دستور رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله بر شتر عضباء ( كه شتر مخصوص آن حضرت بود ) سوار شد تا اينكه در ذو الحليفه بابى بكر رسيد و آيات را از وى گرفت . و برخى گفتهاند : ابو بكر از همانجا بنزد رسول خدا باز گشت و پرسيد : آيا دربارهء من آيهاى نازل شده ؟ حضرت فرمود : نه چيزى نيست جز آنكه اين آيات را كسى جز خودم يا مردى كه از من باشد نبايد بمردم برساند . و برخى گويند : آيات را على عليه السلام بر مردم خواند و ابو بكر نيز امير بر مردم ( در حج ) بود ، و اين قولى است كه حسن و قتاده گفتهاند . و دستهاى گفتهاند : رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - پيش از آنكه ابو بكر از مدينه خارج شود آن آيات را از وى گرفت و بعلى عليه السلام سپرد . و دنبالش فرمود : آنها را جز من يا مردى كه از من است ديگرى نبايد بمردم برساند ، و اين قولى است كه عروة بن زبير و ابو سعيد خدرى و ابو هريره گفتهاند . و علماى شيعه گفتهاند كه رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - سرپرستى و امارت حجاج و مراسم حج را نيز بعلى عليه السلام واگذار كرد و هنگامى كه آيات را از ابو بكر گرفت وى بمدينه بازگشت . و حاكم ابو القاسم حسكانى بسندش از سماك بن حرب از انس بن مالك روايت كرده كه گفت : رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - سورهء برائت را بوسيلهء ابو بكر براى مردم مكه فرستاد و چون بذى الحليفه رسيد كسى را بنزد او فرستاد و او را بازگردانده فرمود : اين آيات را كسى جز مردى از خاندان من نبايد به مكه ببرد ، و بدنبال اين سخن على عليه السلام را بمكة فرستاد . و شعبى از محرز بن ابى هريره از پدرش ابو هريره روايت كند كه گفت : روزى كه